شش ذهنیت زنانی که مدیر پیروز می شوند

به گزارش وبلاگ گفتگو، آن ها درک گسترده ای از حوزه های مختلف فعالیت سازمان خود داشته و شم کسب وکار هم دارند. آن ها به ویژه فعالیت های اثرگذار کسب وکارشان را به خوبی درک می نمایند. علاوه بر این مهارت ها، آن ها روابط اجتماعی قوی، توانایی حل مساله و برانگیختن افراد را هم دارا هستند.

شش ذهنیت زنانی که مدیر پیروز می شوند

زنانی که در ابتدای جهت شغلی خود قرار دارند، به خوبی می دانند که ساختن یک جهت شغلی و زندگی پایدار، کار آسانی نیست. آن ها با کلاف های سردرگم موانع، جهت های انحرافی و دوربرگردان های مختلف روبرو خواهند شد و گاهی حتی به بن بست خواهند رسید. آن ها دوست دارند که داستان پیروزیت ها، شکست ها و انعطاف پذیری رهروان پیشین این جهت را بشنوند.

پژوهشی که موسسه کوئست (QUEST) انجام داده، 6 ذهنیت مختلف مدیران توانمند زن را نشان می دهد. این مقاله توضیح می دهد که چگونه این مدیران ارشد فکر می نمایند و چگونه می توانند نقشه راهی در ابتدای ورود به بازار کار طراحی نمایند و با استفاده از ذهنیت های قدرتمند به پیروزیت برسند. مدیران زن پیروز چگونه جهت شغلی پایدار خود را می سازند؟

این پرسش برای بسیاری از زنان جاه طلب امروز مطرح است. آن ها دوست دارند داستان سفر افرادی را که پیش از این، چنین جهتی را پیموده و به مقصد رسیده اند، بشنوند. نسل آینده مدیران زن که تعدادی از آن ها ممکن است همین امروز جهت شغلی خود را آغاز نموده باشند، فارغ از الهام دریافت از داستان پیشینیان خود، به دنبال توصیه های عملی هستند.

آن ها می خواهند بدانند که برای آمادگی در تصمیم گیری های سخت، بده بستان ها، اتفاقات غیرمنتظره و ناملایماتی که انتظارشان را می کشد، چه توانمندی هایی باید کسب نمایند. ما برای پاسخ دادن به این پرسش با مدیران ارشد زن در دنیا مصاحبه کردیم و رمز پیروزیت آن ها را پرسیدیم. آن ها برایمان هم از مهارت ها و توانمندی هایشان صحبت کردند و هم ذهنیتی را که منجر به شکل گیری کلیت جهت شغلی و زندگی آن ها شده توضیح دادند.

نقشه راه مدیران زن توانمند

زمانی که صحبت از مهارت ها می گردد، این زنان تخصص فنی عمیقی از خود نشان می دهند. فعالیت روزانه و مسوولیت های آن ها نشان دهنده تسلط آن ها بر حوزه های فعالیت شان است؛ چه این حوزه فعالیت، منابع انسانی باشد یا مسائل حقوقی، مدیریت ریسک، فراوری یا حوزه های دیگر.

آن ها همچنین از مطلعی بالایی نسبت به شرایط صنعتی که در آن مشغول هستند و البته شرایط و فرهنگ سازمانی خودشان برخوردارند. آن ها درک گسترده ای از حوزه های مختلف فعالیت سازمان خود داشته و شم کسب وکار هم دارند. آن ها به ویژه فعالیت های اثرگذار کسب وکارشان را به خوبی درک می نمایند. علاوه بر این مهارت ها، آن ها روابط اجتماعی قوی، توانایی حل مساله و برانگیختن افراد را هم دارا هستند.

تقریبا تمام مهارت ها و توانمندی های فنی یاد شده در بین مدیران زنی که با آن ها مصاحبه شد، مشترک است. به این صورت، می توان اعلام کرد که چنین مهارت هایی لازمه پیروزیت یک مدیر زن است. با این حال، نگرش و ذهنیت هرکدام از آن ها تفاوت داشت؛ ذهنیتی که باعث می گردد بتوانند از نقاط قوت خود بهره ببرند. این ذهنیت ها، دلیل واقعی تفاوت مدیران زن بود.

به طور کلی 6 ذهنیت و طرز تفکر کلی بین مصاحبه شوندگان دیده می شد. این مدیران، افرادی متکی به خود هستند و مسوولیت بالایی برای رشد و پیشرفت شغلی شان نشان می دهند. آن ها اجتماعی هستند و به خوبی از نقش دیگران در پیروزیت های شغلی شان قدردانی می نمایند.

آن ها تشنه ماجراجویی هستند و از ابهام ها و ریسک ها استقبال می نمایند. آن ها به این دلیل که عقیده دارند هرکس نتواند برنامه ریزی کند، برای شکست برنامه ریزی نموده است، اهداف و برنامه های خود را به طور دقیق معین می نمایند. آن ها روی خود تمرکز می نمایند تا خودشناسی و توانمندی هایشان را ارتقا دهند.

آن ها به دنیا بیرون توجه می نمایند و جویای دانش هستند و به همین دلیل نسبت به دنیا و اطرافیان خود کنجکاو هستند. این 6 ذهنیت، تفاوت بین سرعت پیشرفت جهت های شغلی مصاحبه شوندگان را باعث شده بود.

حل تضاد بین ذهنیت ها

یافته پژوهش ما این است که ذهنیت مدیران زن، بدون تغییر، ساده یا واحد نیست. طی مصاحبه های عمیقی که با آن ها انجام شد، ابراز کردند که نگاهشان به این ذهنیت ها به شکل مجموعه ای از ذهنیت های همزاد (دوگانه) است. آنچه که به شکل تضاد یا تقابل بین این ذهنیت ها دیده می گردد، در حقیقت مولفه لازم برای پیروزیت هر رهبر سازمانی است. مدیران زن پیروز، آن هایی هستند که توانسته اند جهت شغلی خود را براساس سه مجموعه همزاد ایجادنمایند.

این مدیران با ذهنیت های به ظاهر متضاد کنار آمده اند و به شکلی پویا و موثر از هر دوی آن ها برای پیروزیت شغلی خود، سازمان هایشان و زندگی شان بهره می برند. آن ها نشان داده اند که در به کارگیری ذهنیت های مختلف پویایی به خرج می دهند و هر کدام از آن ها می توانند براساس شرایط موجود، مرحله جهت شغلی یا رویاهایشان میزان استفاده از یک ذهنیت را افزایش داده و از ذهنیت دیگر کمتر استفاده نمایند. ذهنیت های آنها، سیال، انعطاف پذیر و غیرقطعی است.

می توان به این توانایی و ویژگی آن ها چابکی ذهنیت گفت. در طرف مقابل، همان طور که دیدگاه منفی نسبت به خود، توانمندی ها، نقاط قوت و ویژگی های اساسی هر فرد باعث می گردد تا موانعی خودساخته در جهت حرکتی افراد پیش آید، ذهنیت های محدودنماینده و غیرپویا هم زنان را از رسیدن به بالاترین پتانسیل های شغلی شان بازمی دارد.

آن دسته از مدیران زن که توانسته اند شغل و زندگی خود را با پیروزیت دنبال نمایند، کسانی هستند که درک خوبی از لزوم تعادل ظریف، پویا و قدرتمند بین ذهنیت هایشان دارند. آن ها با مسوولیت پذیری شخصی شده، اوضاع زندگی شان را در دست می گیرند و در عین حال از نقش و اثر دیگران در پیروزیت های شغلی شان مطلع هستند.

بسیاری از زنانی که در جهت شغلی خود شکست می خورند، در بهره گیری از یکی از ذهنیت ها افراط می نمایند:

آن ها احتمالا یا ذهنیتی کاملا فردگرا دارند یا ذهنیتی کاملا جمع گرا. به این صورت یا به طور کامل بر خود تکیه می نمایند و فرصت همکاری و نفع بردن از سخاوت و حمایت دیگران را از دست می دهند یا آنکه منتظر دیگران می مانند که شرایط را مهیا سازند و خودشان مسوولیتی بر عهده نمی گیرند.

آن ها ممکن است ماجراجو یا برنامه ریز محض باشند. آن ها ممکن است آنقدر در برنامه ریزی خود دقت و سختگیری نشان دهند که تغییرات و فرصت های شغلی را نبینند یا حتی از این هراس داشته باشند که تغییرات جدید، کنترل اوضاع را از دست آن ها خارج کند.

در طرف مقابل، ممکن است فرد مشابهی به قدری در ماجراجویی و استقبال از تغییرات جدید افراط کند که برنامه ریزی را کلا فراموش نموده و با رویه ای منفعلانه، به اولویت های شغلی خود و سازمانش بی توجه باشد. چنین فردی سر از یک زندگی بی سامان، کم بازده و واکنش گرا درمی آورد که شبیه یک صندوق ورودی است.

هر روز پیغام جدیدی می رسد، اتفاق و تغییر جدیدی پیش می آید و چنین فردی را به جهت جدیدی هدایت می نماید. او باید در زندگی خود یک صندوق خروجی مطابق با اولویت ها، اهداف و چشم اندازهایش هم داشته باشد.

ممکن است بتوان افرادی را پیدا کرد که مطلقا تمرکزی درونی یا بیرونی دارند. ممکن است به قدری به رشد شخصی و خودشناسی اولویت بدهند که چشم، گوش، قلب و ذهنشان به روی ورودی های اثرگذاری که اطرافیان ارائه می نمایند، بسته گردد.

در طرف مقابل، ممکن است به قدری شیفته و کنجکاو دنیای پیرامون خود شوند و به طور انتها ناپذیری به جست وجوی دانش و تخصص خارجی بگردند که هیچ زمانی برای تمرکز بر خود و درک توانمندی های درونی خود برایشان باقی نماند. برای فردی که چابکی ذهنیت دارد، چنین بده بستان هایی بی معنا است.

او مجبور نیست که بین این ذهنیت های متقابل و حتی شاید مکمل، دست به انتخاب مطلق و صفر و یکی بزند. علاوه بر آن، همان طور که پیش از این گفته شده، براساس شرایط موجود، مرحله کنونی جهت شغلی یا رویا های هر فرد، تعادل بین ذهنیت ها تغییر می نماید. تعادل ظریف، پویا و قدرتمند بین این ذهنیت، مدیران زن را به سمت پیروزیت سوق می دهد.

آن ها با مسوولیت پذیری شخصی خود، کنترل زندگی شان را در دست می گیرند و در عین حال اثرات جمعی دیگران بر شغل و پیروزیت شان را درک می نمایند. آن ها ضمن آنکه ریسک پذیر هستند و از فرصت ها و ابهام شرایط استقبال می نمایند، با برنامه ای هدفمند و کنش گرایانه، چرایی چه چیزی و چگونگی رسیدن به اهداف شغلی و سازمانی خود را معین نموده اند.

آن ها برنامه دارند، اما آماده تغییر و انطباق آن با شرایط جدید هستند. آن ها به دنبال خودشناسی عمیق هستند، به بهبود توانمندی ها و نقاط قوتشان و مدیریت نقاط ضعفشان توجه می نمایند. اما این توجه به خود، باعث نمی گردد که چشمشان به دنیا بیرون بسته گردد و دیگر به دنبال دانش، تعاملات و نگرش هایی که زندگی و کار آن ها را تقویت می نماید، نگردند.

کارکرد پژوهش

زنان پیروزی که با آن ها ملاقات داشتیم، برای ما توضیح دادند که چگونه چابکی ذهنیت به پیروزیت شغلی آن ها یاری نموده است. به عنوان مثال، آلمر ایفورت، یکی از شرکا و عضو هیات اجرایی دنیای شرکت بیکر مک کنزی (Baker McKenzie) توضیح داد که چگونه توانسته است بین من و ما یا همان چیزی که آن را ذهنیت فردگرایی و ذهنیت جمع گرایی نامیده ایم، توازن ایجاد کند.

آلمر ایفورت می گوید: من با استقبال از فرصت ها، امکان رشد و پیشرفت را فراهم می کنم. در عین حال، ضروری است افرادی برای حمایت و همکاری در اطراف شما وجود داشته باشند. ذهنیت مدیران زن پیروز، همچنین سیال و انعطاف پذیر است.

این توانایی به آن ها اجازه درک و استفاده از تعادل ظریف بین ذهنیت های همزاد اثرگذار بر جهت شغلی شان را می دهد. به شیوه کتی تیلور، رئیس هیات مدیره شرکت آربی سی (RBC) و رئیس و مدیرعامل پیشین هتل ها و تفرجگاه های فورسیسنز (Four Seasons Hotels and اقامتگاه) برای حل تضاد و تنش بین برنامه ریزی و استقبال از فرصت ها و ماجراجویی توجه کنید: میزان معینی از برنامه ریزی و فکر کردن درباره مقصد، جهت و جایی که می خواهید باشید، مفید است. با این حال، من هیچ گاه در برنامه ریزی جهت شغلی خود سختگیری به خرج نداده ام.

من هر چند سال یک بار، مدتی از همه چیز دور می شوم و به آنالیز این موضوع می پردازم که چگونه جاه طلبی ها، توانمندی ها و ظرفیت های من در رسیدن به دستاورد های حاصله موثر بوده اند. آنگاه تصمیم می گیرم که مقصد و جهت شغلی بعدی من چیست. برنامه ریزی های من به این معنا نیست که از فرصت هایی که در طول جهت پیش می آیند، بهره نبرم. من می ایستم و از چالش های جدید استقبال می کنم.

در نهایت، لینا نیر، رئیس واحد منابع انسانی شرکت یونیلور (Unilever) توضیح می دهد که چگونه از وجود همزمان ذهنیت بیرونی و درونی خود بهره می گیرد: در رهبری سازمانی، به بازی درونی و بازی بیرونی اعتقاد دارم. هدف، چابکی، انعطاف پذیری و مدیریت ویژگی های شخصی، بازی درونی من است. من می توانم این بازی را کنترل کنم.

میزان خوب بودن من در بازی درونی ام معین نماینده نتیجه بازی بیرونی ام است. این بازی شامل اثری است که بر سازمان و دنیا پیرامون خود می گذارم، تفاوتی است که ایجاد می کنم، تفکر سیستماتیکی است که انجام می دهم و استراتژی هایی است که تدوین می کنم. هر دو این بازی ها باید همزمان انجام شوند. هر چقدر که به عنوان یک مدیر، مطلعی درونی و تمرکز بیشتری بر نقاط ضعف و قوت خود داشته باشم، تفاوت بزرگ تری می توانم ایجاد کنم.

راه چاره هایی برای مدیران زن

به ذهنیتی فکر کنید که بیش از سایر ذهنیت ها از آن استفاده می کنید. این ذهنیت چه اثری بر زندگی شما دارد؟ گرایش بیشتر به یکی از ذهنیت ها، چه اثری بر شغل شما، رضایت درونی، جهت حرکت و سرنوشت اطرافیانتان گذاشته است؟

به کار هایی فکر کنید که باعث می شوند چابکی ذهنیت بیشتری داشته باشید. با مطلعی از اینکه به بهره گیری از بعضی ذهنیت ها گرایش بیشتری دارید، روی کاغذ دو یا سه روش برای افزایش چابکی خود بنویسید. چگونه می توانید رویکردی انعطاف پذیرتر در ذهنیت خود داشته باشید و در زمان لازم به سراغ سایر ذهنیت ها هم بروید؟ به عنوان مثال، اگر خودتان را به عنوان یک برنامه ریز و نه یک ماجراجوی ریسک پذیر شناسایی کردید، می توانید سه اقدام مناسب برای ماجراجویی بیشتر در سه ماه پیش رو و در شرایط مناسب آن در نظر بگیرید.

این اقدامات می تواند به سادگی این مورد باشد: زمانی که تصمیم به پذیرش یک ریسک داشتی و در عین حال از شکست می ترسیدی، با یک طرفدار، حامی یا یک فرد اثرگذار تماس بگیر تا تو را حمایت و هدایت کند. جوابگویی و مسوولیت پذیری تان را افزایش دهید و زمانی را برای خودشناسی بگذارید. اقدامات خود را با یک همکار، دوست یا عضوی از خانواده تان در میان بگذارید تا شما را جوابگو و مسوولیت پذیر نگه دارد.

به این موضوع توجه کنید که این ذهنیت ها باعث می شوند چه احساسی داشته باشید و چگونه بر شغل و زندگی شما اثر می گذارند. به یافتن راه هایی برای افزایش انعطاف پذیری ادامه دهید و مجموعه ای از ذهنیت های مختلف را براساس شرایط، مرحله کنونی جهت شغلی تان و همچنان رویاهایتان امتحان کنید.

منبع: دنیای اقتصاد به نقل از European Business Review

مترجم: مهدی نیکوئی

منبع: فرادید

به "شش ذهنیت زنانی که مدیر پیروز می شوند" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "شش ذهنیت زنانی که مدیر پیروز می شوند"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید